نویسنده :دکتر حسین ربوبی
انسان درعصر انفجار اطلاعات، اینترنت و رسانههای اجتماعی پیوسته خود را با دیگران مقایسه می کند .امری که رشک را شعلهور می سازد . فرهنگ تجربهگرایی و مصرفگرایی ما با تأکید بر امور مادی و محسوس در برابر امور معنوی و نامرئی، نیروی متقابلی را که قادر به مهار این شعله بوده، از بین برده است.
رشک از واژه لاتین invidia، به معنای «عدم بینایی» گرفته شده است. در کمدی الهی دانته، پلکهای شخص حسود با سیم سربی محکم دوخته میشود؛ امری که نشان میدهد حسادت از نوعی کوری ناشی شده یا به آن منتهی میشود.
برای رشک ورزیدن، سه شرط باید رعایت شود. اول، ما باید با شخصی (یا افرادی) روبرو شویم که چیزی(دارایی، خصوصیت یا دستاورد) داشته که از دسترس ما خارج است. دوم، ما باید آن چیز را برای خودمان بخواهیم. سوم، باید شخصاً از عواطف یا عواطف مرتبط رنج ببریم. در مجموع، رشک درد شخصی ناشی از میل به مزایای دیگران است
اغلب اشتباهی میان اصطلاحهای رشک و حسادت وجود دارد.حسادت و رشک دو مورد از مخرب ترین احساسات ما هستند.این دو را احساسات جامعهشناختی خود مینامیم، زیرا بر نحوه قرارگیری ما در دنیای اجتماعی متمرکز هستند . رشک برآمده از طمع است و حسادت برآمده از تملک. رشک کسانی را هدف قرار میدهد که خود را با آنها مقایسه میکنیم، کسانی که احساس میکنیم با آنها در رقابت هستیم. به قول برتراند راسل : متکدیان به میلیونرها حسادت نمیکنند بلکه رشکشان معطوف به دیگر متکدیانی است که کاسبی بهتری دارند
از زمان انتشار کتاب ملانی کلاین نقش رشک و ویرانگری های همراه با آن در رشد و آسیب شناسی، اهمیتی قابل توجه پیدا کرده است. ملانی کلاین در کتاب خود به نام «رشک و قدردانی» تمایز روشنی بین احساس رشک و حسادت گذاشت. کلاین رشک را ابتداییتر از حسادت در نظر گرفت و نشان داد که رشک یکی از ابتداییترین و بنیادیترین احساسات است. رشک اولیه باید از حسادت و آز متمایز شود، حسادت بر پایه عشق است و بر روی مالکیت و از بین رفتن رقیب تمرکز داشته و به یک مثلث عشقی بستگی دارد. در نتیجه حسادت ،هنگامی که ابژه به طور واضح شناخته میشود و از دیگری تمیز داده میشود وابسته است. از سوی دیگر، رشک، یک رابطهی دو نفره است که در آن سوژه به ابژه به خاطر مالکیت، رشک دارد؛ در اینجا نیازی به ورود هیچ ابژه زندهی دیگری نیست. حسادت ضرورتاً رابطه با کل ابژه است، در حالیکه رشک به صورت رابطه با پاره ابژه از فرد مورد نظر است.
رشک قیمت از دست رفتن دوستان ما تمام میشود و به طور کلی، حتی نزدیکترین و صمیمیترین روابط ما را گرفتار خشم کرده و تضعیف میکند. در برخی موارد، این مسئله میتواند منجر به تخریب شود، مانند کودکی که اسباببازی کسی را میشکند که می داند نمیتواند داشته باشد.یا روی ماشین گران قیمت خط می کشد . با گذشت زمان، ناراحتی و تلخی ما ممکن است منجر به مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب و بیخوابی شود. مشکلات جسمی مانند عفونت ها، بیماری های قلبی عروقی و سرطان نیز میتواند ماحصل بیماری رشک باشد. ما، به معنای واقعی کلمه، غرق رشک خود میشویم.
در بیماران مبتلا به خودشیفتگی و بیماران مرزی نقش رشک در ایجاد واکنش های درمانی منفی مورد تاکید قرار گرفته است.
در فرایند درمان ممکن است بیمار به توانایی درمانگر در ارائه تفسیرهای درست غبطه بخورد و دچار رنجش شود، در نتیجه با ایجاد واکنش درمانی منفی به ویرانگری توانایی روانکاو بپردازد.کرنبرگ ۱۹۵۷ ، ازبیمارانی سخن میگوید که خودشیفته وار در پی شکست دادن روانکاو هستند، حتی اگر در این راه خودشان ازپادرآیند یا بمیرند.
“بالاخره توانستم حتی اگر به قیمت شکست خودم هم تمام شود؛ او را شکست دهم و به زانو در آورم”