
کتاب تازهی آقای دکتر ربوبی، «هیجان، مغز و رواندرمانی»، به همت انتشارات خرد مانوشان منتشر شد.
هیجان، مغز و رواندرمانی»: پلی میان مدارهای عصبی و تجربۀ زیستۀ هیجان
آیا میتوان زیستشناسی مولکولی، عصبشناسی نوین و هنر دیرین رواندرمانی را به هم پیوند داد؟ چرا با وجود پیشرفت دانش، هنوز درک هیجان در اتاق درمان مبهم میماند؟ و چرا گاهی علم، درمانگر را از تجربۀ زندۀ احساس دور میکند؟
این کتاب حاصل سالها تدریس، پژوهش و مواجهۀ بالینی نویسنده است. تلاشی برای آشتیدادن دو جهان بهظاهر جدا: جهان مدارهای عصبی و زیستشناسی مولکولی، و جهان هیجان، انتقال، مقاومت و رابطۀ درمانی.
کتاب شما را از بازتعریف مفاهیم بنیادی هیجان تا تاریخ هیجانشناسی و نظریههای داروین، جیمز، بارت و لدوکس میبرد؛ از معماری سلسلهمراتبی مغز و نظریههایی چون مغز سهگانه، مدار پاپز و مدل فرویدی تا نوروپلاستیسیته. اما قلب تپندۀ کتاب فصل ششم است: جایی که نظریههای انتزاعی در اتاق درمان جان میگیرند.
با تکیه بر اندیشۀ حبیب دوانلو، هیجانات بنیادین — خشم، غم، عشق، شادی و میل جنسی — نه صرفاً احساس، بلکه برنامههایی عصبـ زیستشناختی با الگوی بدنی مشخص و تکانۀ معطوف به عملاند. احساس گناه، شرم و اضطراب نیروهای بازدارندهای هستند که مانع تجربۀ کامل هیجان اصیل میشوند؛ و درمان، خنثیسازی نظاممند این دفاعها و گشودن فضایی امن برای رهایی هیجانی است.
آنچه این کتاب را متمایز میکند، تأکید پیوسته بر «بدن زیستشده» است. هر هیجان «اثر انگشت بدنی» منحصربهفردی دارد؛ و بازسازی مدارهای عصبی فقط در مغز رخ نمیدهد، بلکه در کل بدن زیستشده اتفاق میافتد. این درک، رواندرمانی را از مداخلهای صرفاً شناختی به تجربهای تمامبعدی از بدن-ذهن تبدیل میکند.
اگر دانشجوی روانشناسی یا علوم اعصاباید، اگر درمانگرید و به دنبال زبانی مشترک برای پیوند نظریه و عمل هستید، یا اگر فقط میخواهید خویشتن هیجانی خود را عمیقتر بفهمید، این کتاب برای شماست.
«هیجان، مغز و رواندرمانی» دعوتی است به سفری شگفتانگیز. کتابی که شاید ناقص باشد، اما میتواند پرسشهای تازهای در ذهن شما بیدار کند.
هیجان را نمیتوان به یک سطح تقلیل داد. برای فهم عمیقتر، آمادۀ سفر شوید